از مدیریت واکنشی تا مدیریت هوشمند اتباع خارجی
در سالهای اخیر، موضوع حضور اتباع خارجی و مهاجران به یکی از مسائل مهم سیاستگذاری عمومی در ایران تبدیل شده است. این مسئله فقط به ورود، اقامت یا بازگشت مهاجران محدود نیست، بلکه با حوزههایی مانند امنیت، بازار کار، خدمات عمومی، سرمایه اجتماعی، روابط منطقهای و توسعه اقتصادی پیوند خورده است. ازاینرو، مواجهه با مهاجرت نیازمند نگاهی فراتر از تصمیمهای مقطعی و واکنشی است. شناختیک در پژوهشی که با این رویکرد انجام شده، تلاش کرده تا تصویری کلی از وضعیت حکمرانی مهاجرت در کشور ارائه دهد و مسیرهایی برای گذار به یک نظام منسجم، هوشمند و پایدار پیشنهاد کند.
در این مطالعه ابتدا شاخصی ترکیبی برای سنجش حکمرانی مهاجرت طراحی شده است. شاخصی که ضمن التفات به چارچوبهای بینالمللی نظیر (MiGOF)، (MGI)، (MPI)، (MIPEX)، به وضعیت خاص ایران، اسنادبالادستی، مطالعات داخلی و… نیز توجه کرده است. ارزیابی انجامشده مهاجرت را در چند حوزه اصلی بررسی کرده است. ظرفیت نهادی و هماهنگی میان دستگاهها، مدیریت ورود، حضور و اقامت، و همکاریهای منطقهای و بینالمللی ابعاد اصلیِ این سنجش بودهاند.
پس از طراحی شاخص برای سنجش آن چند جریان داده بهصورت همزمان به کار گرفته شده است: تحلیل کلاندادهها فضای اجتماعی، جمعآوری دادههای پیمایشی از 6000 نفر از اتباع، پنلهای خبرگی و همچنین دادههای ثبتی.
بررسی روندهای سیاستی
علاوه بر نتایج سنجش شاخص ترکیبی که وجوه مختلف مسئله اتباع در ایران را عیان میسازد، روندهای سیاستی در پنج دهه گذشته نیز بررسی شدهاند. بررسی روندهای سیاستی نشان میدهد که تمرکز صرف بر بازگشت، بدون توجه به چرخه کامل مهاجرت، نمیتواند پاسخی پایدار برای این مسئله ایجاد کند. مهاجرت فرایندی چندمرحلهای است که از عوامل شکلدهنده تصمیم به مهاجرت آغاز میشود، با ورود و اقامت ادامه پیدا میکند و در نهایت ممکن است به بازگشت، جابهجایی مجدد یا تثبیت وضعیت فرد در کشور میزبان منجر شود. بنابراین، هر سیاستی که فقط یکی از حلقههای این زنجیره را در نظر بگیرد، با خطر بازتولید مسئله در آینده مواجه خواهد شد.
غلبه رویکردهای کوتاهمدت و واکنشی
بررسیهای این پژوهش نشان میدهد که سیاستهای مهاجرتی ایران در بسیاری از دورهها تحت تأثیر شرایط اضطراری، تحولات منطقهای و فشارهای کوتاهمدت شکل گرفتهاند. در چنین شرایطی، بهجای تدوین یک راهبرد پایدار، تصمیمهایی متناسب با نیازهای فوری اتخاذ شده است. این وضعیت موجب شده است که سیاستگذاری مهاجرتی گاه میان دو رویکرد متفاوت در نوسان باشد. از یک سو، رویکرد تهدیدمحور بر محدودسازی حضور و بازگرداندن مهاجران تأکید میکند و از سوی دیگر، رویکرد فرصتمحور مهاجران را عمدتاً منبع تأمین نیروی کار یا فرصتی اقتصادی میداند.
هر یک از این دو نگاه، اگر بهتنهایی مبنای سیاستگذاری قرار گیرد، بخشی از واقعیت مهاجرت را نادیده میگیرد. مهاجرت میتواند بهصورت همزمان دارای فرصتها، هزینهها و مخاطرات مختلف باشد و مدیریت آن نیازمند شناخت و تفکیک دقیق گروهها و شرایط گوناگون است.
ضرورت خروج از تعلیق در تصمیمگیری
وضعیت موجود در خصوص اتباع در ایران به نقطهای رسیده که ادامه تعلیق و بلاتکلیفی در تصمیمگیری میتواند هزینههای بیشتری به همراه داشته باشد. کشور به چارچوبی روشن نیاز دارد که در آن اهداف سیاست مهاجرت، مسئولیت دستگاهها، نحوه شناسایی اتباع و مسیرهای قانونی اقامت یا بازگشت مشخص شده باشد. نبود تصمیمگیری منسجم، نهتنها امکان مدیریت مؤثر مهاجرت را کاهش میدهد، بلکه زمینه شکلگیری بازارهای غیررسمی، اشتغال غیرقانونی، جعل هویت، بهرهکشی از نیروی کار و افزایش فشار بر خدمات عمومی را نیز فراهم میکند. بنابراین، نخستین گام اصلاحی، خروج از وضعیت تعلیق و حرکت به سوی یک سیاست ملی، روشن و قابل اجرا در حوزه مهاجرت است.
مدیریت هوشمند اتباع خارجی
شناختیک، مفهوم «مدیریت هوشمند اتباع خارجی» را بهعنوان رویکردی جایگزین مطرح میکند. حکمرانی هوشمند به معنای فاصله گرفتن از سیاستهای یکسان برای تمام مهاجران و حرکت به سوی سیاستگذاری مبتنی بر شناخت، داده، تفکیک و ارزیابی مستمر است. در این رویکرد، نه همه مهاجران تهدید تلقی میشوند و نه حضور تمام آنان بدون ضابطه پذیرفته میشود. هدف، ایجاد سازوکاری است که بتواند وضعیت هویتی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی مهاجران را شناسایی کرده و متناسب با ویژگیها، مهارتها، نیازها و رفتارهای آنان تصمیمگیری کند.
حکمرانی هوشمند همچنین به معنای تنظیم رابطهای روشن میان حقوق و مسئولیتهای مهاجران است. در این چارچوب، برخورداری از خدمات، امکان اشتغال و تمدید اقامت باید با رعایت قوانین و پذیرش مسئولیتهای مشخص همراه باشد.

