از ابتدای انقلاب اسلامی، برنامههای رفع فقر و محرومیت یکی از جدیترین دستور کارهای کشور بوده است. کاهش سریع شاخصهای نابرابری و شکاف شهر و روستا و رشد سریع در شاخصهای زیرساختی و خدمات عمومی مانند آموزش و سلامت از دستاوردهای سریع کشور در دهههای آغازین انقلاب بود. با این حال، اصل وقوع انقلاب و تحمیل جنگ به کشور باعث افزایش فقر در ابتدا شد که با اتمام جنگ آن نیز شروع به کاهش کرد.
این شرح مختصر مؤید آن است که همانطور که در ادبیات فقر و محرومیت نیز در طول نیم قرن اخیر نشان داده شده، مسئله فقر، مسئلهای صرفاً فنی و اقتصادی نیست و دارای ابعاد بسیار پیچیده اجتماعی و انسانی است. از این رو، مطالعات و شاخصهای فقر بهصورتی روزافزون دامنه موضوعی خود را گسترش داده و تعریف فقر را صرفاً در «کمبود مادی» خلاصه نمیکنند. مشاهده جنبههای مختلف فقر کمک میکند که گونههای مختلف آن بهتر شناخته شود و سیاستها و تصمیمات متناسب با واقعیت آنها اتخاذ شود.






