سرمایه اجتماعی ایران در جنگ ۱۲ روزه؛ فرصتی برای بازسازی اعتماد و همبستگی
جنگ علاوه بر آنکه توان دفاعی و ظرفیتهای امنیتی کشورها را در معرض آزمون قرار میدهد، روابط اجتماعی و سیاسی درون جامعه را نیز دگرگون میکند. در شرایط جنگی، میزان اعتماد مردم به نهادها، احساس تعلق به کشور، آمادگی برای همکاری، مسئولیتپذیری جمعی و توان جامعه برای مواجهه با فشارها، بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
بر همین اساس، شناختیک در ادامه پایش مستمر سرمایه اجتماعی ایران، «سرمایه اجتماعی ایران در جنگ ۱۲ روزه» را نیز مورد سنجش قرار داده است. این پایش کوشیده است به یک پرسش اساسی پاسخ دهد و آن اینکه: جنگ ۱۲ روزه چه تأثیری بر رابطه مردم با یکدیگر و رابطه جامعه با حاکمیت گذاشت و این تغییرات تا چه اندازه پس از پایان جنگ استمرار یافت؟
گزارش حاضر صرفاً روایتی از نگرشهای عمومی در روزهای درگیری نیست، بلکه تصویری از فراز و فرود سرمایه اجتماعی در سه مقطع پیش از جنگ، حین جنگ و دوره پس از آن ارائه میکند.
پایش نبض جامعه در فضای مجازی
این پژوهش با استفاده از دادههای عمومی منتشرشده در شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای پرمخاطب انجام شده است. محتوای تولیدشده توسط کاربران، پس از طی مراحل پالایش، شناسایی حسابهای غیرواقعی، تشخیص محتوای مرتبط و اعتبارسنجی انسانی، در چارچوب یک الگوی جامع تحلیل شده است.
در این الگو، سرمایه اجتماعی تنها با یک شاخص کلی سنجیده نمیشود، بلکه از پنج رکن اصلی تشکیل شده است: اعتماد به حکمرانی، نکویی روابط حاکمیت و مردم، مشارکت و مسئولیتپذیری جمعی، همبستگی و انسجام اجتماعی و تابآوری عمومی. هر یک از این ارکان نیز مجموعهای از موضوعات مانند اعتماد به نهادها، احساس تعلق ملی، مشارکت زنان و جوانان، نقش رسانهها، عدالت، شفافیت، عملکرد دستگاهها و توان جامعه برای مواجهه با بحران را در بر میگیرد.
این ساختار امکان میدهد که تغییرات افکار عمومی نهتنها در سطح کلی، بلکه در ارتباط با رخدادهای مهم هر روز جنگ و تحولات دوره پس از آن بررسی شود. گزارش تفصیلی شناختیک، مسیر تغییر نگرشها را همزمان با پیامهای رسمی، عملیات نظامی، حملات سایبری، تحولات رسانهای، آتشبس و رویدادهای اجتماعی پس از جنگ نیز دنبال کرده است.
جهش سرمایه اجتماعی در روزهای جنگ
مهمترین یافته پژوهش آن است که جنگ ۱۲ روزه روند فرسایشی سرمایه اجتماعی را، دستکم برای مدتی، متوقف کرد. در روزهای جنگ، احساسات مثبت در تمامی ارکان سرمایه اجتماعی افزایش یافت و جامعه از حالت فاصلهگیری و بیتفاوتی نسبی به سمت مشارکت، همدلی و توجه بیشتر به سرنوشت عمومی حرکت کرد.
این تحول بیش از همه در سرمایه اجتماعی افقی، یعنی روابط میان مردم، مشاهده شد. احساس تعلق به کشور، وحدت ملی، حمایت از تمامیت ارضی و همبستگی میان گروههای اجتماعی در سطح بالایی قرار گرفت. در فضای عمومی، اختلافات سیاسی و اجتماعی تا اندازهای به حاشیه رفت و تأکید بر سرنوشت مشترک، دفاع از کشور و همراهی با یکدیگر برجستهتر شد.
در این دوره، عشق به میهن و دفاع از ایران به نقطه اتصال طیفهای مختلف اجتماعی تبدیل شد. یافتهها نشان میدهد که حتی بسیاری از گروههایی که در دورههای گذشته مواضع انتقادی یا فاصلهدار از نهادهای رسمی داشتند، در برابر تهدید خارجی بر یکپارچگی سرزمینی و ضرورت حفظ کشور تأکید کردند.
تابآوری و مسئولیتپذیری؛ نقاط قوت جامعه ایران
یکی دیگر از نتایج مهم پژوهش، افزایش تابآوری عمومی و مسئولیتپذیری جمعی در شرایط جنگ بود. جامعه ایران در برابر فشار روانی، تهدیدهای امنیتی، اختلال در برخی خدمات و نگرانیهای ناشی از تداوم درگیری، ظرفیت قابلتوجهی برای سازگاری و ادامه زندگی روزمره نشان داد.
در کنار این تابآوری، اشکال مختلف مشارکت اجتماعی نیز افزایش یافت. کاربران صرفاً نظارهگر وقایع نبودند، بلکه با تولید و بازنشر محتوا، حمایت از نیروهای دفاعی، همدلی با آسیبدیدگان، مقابله با شایعات و دعوت به آرامش و انسجام، بخشی از فضای اجتماعی جنگ را شکل دادند.
مشارکت زنان و جوانان در این دوره از اهمیت ویژهای برخوردار بود. یافتههای گزارش نشان میدهد که این دو گروه، برخلاف برخی تصورات رایج، در جریان دفاع از کشور و تقویت همبستگی ملی حضوری معنادار داشتند. بخشی از این مشارکت حتی در هفتههای نخست پس از جنگ نیز ادامه پیدا کرد. این موضوع نشان میدهد که ظرفیت مشارکت اجتماعی زنان و جوانان بسیار گستردهتر از الگوهای رسمی و مرسوم مشارکت است.
اعتماد به نهادها؛ افزایش سریع، کاهش سریعتر
در روزهای جنگ، اعتماد و نگرش مثبت نسبت به نهادهای مرتبط با دفاع و تأمین امنیت افزایش یافت. عملکرد نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی در مرکز توجه افکار عمومی قرار گرفت و بخش مهمی از جامعه نسبت به اقدامات این نهادها احساس حمایت و همراهی بیشتری نشان داد. با این حال، بررسی دوره پس از جنگ تصویر پیچیدهتری ارائه میکند. بخشی از اعتماد شکلگرفته در دوران بحران نتوانست پایدار بماند و در برخی حوزهها، نگرشهای مثبت با فاصله گرفتن از روزهای درگیری کاهش یافت. این مسئله نشان میدهد که اعتماد ناشی از احساس تهدید، لزوماً به معنای ترمیم ساختاری رابطه مردم و نهادها نیست.
در میان نهادهای مختلف نیز الگوی یکسانی دیده نمیشود. بعضی نهادها توانستند بخشی از سرمایه اجتماعی ایجادشده در دوران جنگ را حفظ کنند، اما برخی دیگر پس از پایان شرایط بحرانی با کاهش حمایت و بازگشت انتقادها مواجه شدند. گزارش تفصیلی، تفاوت میان عملکرد نهادها و واکنش گروههای مختلف کاربران به هر یک از آنها را بهصورت جداگانه بررسی کرده است.
نقش نهادهای میانجی و چهرههای اجتماعی
پژوهش شناختیک نشان میدهد که در دوره جنگ، نهادهای رسمی تنها بازیگران تولیدکننده اعتماد و همبستگی نبودند. چهرههای فرهنگی، ورزشی و هنری، گروههای مرجع و کنشگران اجتماعی نیز در نزدیک کردن طیفهای مختلف جامعه و تقویت روایت دفاع از کشور نقش مهمی ایفا کردند. در برخی موارد، پیامها و مواضع این گروهها با استقبال بیشتری از سوی کاربران مواجه شد و توانست گروههایی را وارد فضای همبستگی ملی کند که ممکن بود با رسانههای رسمی ارتباط محدودی داشته باشند. این یافته بار دیگر اهمیت نهادهای میانجی را در ارتباط میان جامعه و حاکمیت نشان میدهد.
بحرانهای ملی را نمیتوان تنها با ابزارهای اداری و رسانههای رسمی مدیریت کرد. استفاده از ظرفیت افراد و شبکههایی که در میان گروههای مختلف اجتماعی اعتبار دارند، میتواند دامنه همراهی عمومی را افزایش دهد و مانع از شکلگیری دوگانههای محدودکننده شود.
نبرد روایتها در کنار نبرد میدانی
یکی از محورهای مهم گزارش، فاصله میان واقعیتهای میدانی و برداشت عمومی از آنهاست. موفقیتهای نظامی یا امنیتی زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشوند که جامعه بتواند آنها را درک کند و روایت معتبر و قابلباوری درباره آنها دریافت کند. در جنگ ۱۲ روزه، رقابت گستردهای برای تعریف واقعیت در فضای رسانهای شکل گرفت. رسانههای مختلف تلاش کردند تصویری از قدرت، ضعف، موفقیت یا ناکامی طرفین ارائه کنند. یافتهها نشان میدهد که در برخی حوزهها، روایت شکلگرفته در ذهن کاربران با ارزیابی نهادهای رسمی از دستاوردهای میدانی فاصله داشت. این مسئله اهمیت اطلاعرسانی شفاف، سریع و اقناعکننده را برجسته میکند. تأخیر در اطلاعرسانی، روایتهای متناقض و ناتوانی در توضیح ساده و مستند رخدادها میتواند دستاوردهای واقعی را نیز در افکار عمومی کمرنگ کند. در مقابل، ارتباط مستقیم، صریح و بهموقع با مردم میتواند به تقویت احساس ثبات، اقتدار و اعتماد کمک کند.
پنجرهای که به فرصت پایدار تبدیل نشد
جنگ ۱۲ روزه یک پنجره فرصت برای بازسازی سرمایه اجتماعی ایجاد کرد. اختلافات برای مدتی کاهش یافت، احساس تعلق ملی تقویت شد، مشارکت اجتماعی افزایش پیدا کرد و بخشهایی از اعتماد عمومی ترمیم شد. اما این وضعیت بیش از آنکه نتیجه اصلاح روابط ساختاری باشد، محصول شرایط اضطراری و احساس وجود یک تهدید مشترک بود.
پس از پایان جنگ، بسیاری از مسائل پیشین بار دیگر به فضای عمومی بازگشتند. مطالبات اقتصادی و اجتماعی، انتقاد از عملکرد دستگاهها، مسئله عدالت، شفافیت، شایستهسالاری و کیفیت خدمات عمومی دوباره در مرکز توجه کاربران قرار گرفت. با کمرنگ شدن تهدید خارجی، بخشی از همبستگی ایجادشده نیز کاهش یافت.
بر این اساس، مهمترین نتیجه پژوهش آن است که سرمایه اجتماعی تولیدشده در بحران، بدون سیاستگذاری پسابحران پایدار نمیماند. قدردانی از همراهی مردم باید به تصمیمها و اقداماتی تبدیل شود که جامعه آثار آن را در زندگی روزمره خود مشاهده کند. اعتماد با تبلیغات حفظ نمیشود؛ بلکه به تجربه عملی مردم از صداقت، کارآمدی، عدالت و پاسخگویی وابسته است.
گزارشی برای تصمیمگیری شواهدمحور
گزارش «سرمایه اجتماعی ایران در جنگ ۱۲ روزه» صرفاً مجموعهای از نمودارها یا توصیف واکنش کاربران نیست. این پژوهش نشان میدهد که هر رخداد سیاسی، امنیتی و رسانهای چگونه میتواند بر اجزای مختلف سرمایه اجتماعی اثر بگذارد و کدام گروهها و نهادها در شکلگیری این تغییرات نقش بیشتری دارند.
نسخه تفصیلی گزارش شامل تحلیل روزانه تحولات، مقایسه ارکان و سنجههای سرمایه اجتماعی، بررسی جداگانه نهادها، تحلیل نقش گروههای اجتماعی و رسانهها و شناسایی نقاط قوت و ضعف دوره پیش از جنگ، حین جنگ و پس از آن است. این دادهها میتواند برای مدیران دولتی، نهادهای امنیتی و اجتماعی، سیاستگذاران، رسانهها، مراکز پژوهشی و سازمانهایی که با افکار عمومی و مدیریت بحران سروکار دارند، مبنایی برای تصمیمگیری دقیقتر فراهم کند.
برای آشنایی با جزئیات یافتهها، روند تغییر شاخصها و تحلیلهای اختصاصی این پژوهش، مدیران و پژوهشگران میتوانند با مرکز شناختیک ارتباط برقرار کرده و از گزارش کامل و خدمات تحلیلی مرتبط بهرهمند شوند.



