مجموعه حاضر به عنوان دومین مجلد از «سری گزارشهای حکمرانی شواهدمحور محرومیتزدایی» نتایج ارزیابی تفصیلی ۳۱ استان کشور را ارائه میدهد. متمایز از جلد نخست که به تحلیل وضعیت کل کشور و استخراج الگوهای ملی محرومیت اختصاص داشت، در این مجموعه تمرکز بر تفاوتهای درونکشوری، ویژگیهای اختصاصی هر استان و شهرستانهای آن و شناسایی اولویتهای سیاستی متناسب با آنها است. در ادامه، مروری اجمالی بر محتوا و ارکان این مجلد ارائه شده است.
سنجش شاخص جامع محرومیت (CDI) در سطح استانها و شهرستانها
فقر و محرومیت پدیدهای چندبعدی است که صرفاً با شاخصهای درآمدی یا معیشتی قابل سنجش نیست. در همین راستا، «شاخص ترکیبی جامع محرومیت» (CDI) با حمایت و راهبری سازمان برنامه و بودجه کشور و بر پایه ادبیات علمی روز حوزه فقر و محرومیت طراحی شده است تا تصویری جامع از وضعیت استانها و مناطق کشور در ابعاد مختلف محرومیت ارائه دهد.
این شاخص ترکیبی مشتمل بر پنج رکن «نیازهای حیاتی»، «دسترسی به خدمات عمومی»، «اشتغال مولد»، «قابلیت فردی» و «قابلیت ساختاری-اجتماعی» و بیش از ۳۰۰ سنجه است که از طریق مجموعهای از معرفها، مؤلفهها و سنجههای اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی وضعیت محرومیت را در سطوح مختلف اندازه میگیرد.
همچنین با بهرهگیری از روشهای تحلیلی«تحلیل پوششی دادهها» (DEA) و «تحلیل عملکرد-اهمیت» (IPA)، مهمترین عوامل اثرگذار بر محرومیت هر استان شناسایی شده تا مبنایی برای برنامهریزی و تخصیص هدفمند منابع فراهم شود.
نتایج و دلالتهای سنجش شاخص جامع محرومیت
1) در این مجلد، جایگاه هر استان در میان استانهای کشور در شاخص جامع محرومیت، 5 رکن، ۲۵ معرف، ۷۸ مؤلفه بررسی شده و نقاط قوت، نقاط ضعف، گلوگاههای محرومیت و مهمترین اولویتهای سیاستی آن استان مشخص گردیده است.
2) علاوه بر تحلیل استانی، وضعیت شهرستانهای هر استان نیز در شاخص جامع محرومیت، 5 رکن و 10 معرف مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال، به دلیل محدودیت دسترسی به دادههای شهرستانی، امکان محاسبه تمامی ابعاد شاخص جامع محرومیت در سطح شهرستان وجود نداشته و تحلیل شهرستانها صرفاً بر پایه دو رکن «نیازهای حیاتی» و «دسترسی به خدمات عمومی» انجام شده است. بر این اساس، جایگاه نسبی شهرستانها در سطح ملی و استانی، شکافهای دروناستانی، نابرابریهای فضایی و مهمترین عوامل شکلدهنده محرومیت منطقهای ارائه شده است.
3) این گزارش با شناسایی اختصاصی «نقاط گلوگاهی فقر» در سطح استانها و شهرستانها، مبنایی دقیق برای مداخلات سیاستی فراهم آورده است. این نقاط گلوگاهی نشان میدهند که کدام شاخصها بیشترین سهم را در تشدید محرومیتِ هر استان/شهرستان دارند. این رویکرد به سیاستگذار کمک میکند تا برای اثربخشی حداکثری، اقدامات خود را بر شاخصهای دارای اولویت در هر استان متمرکز سازد.
4) نتایج نشان میدهد استانهایی که در ارکان اول و دوم شاخص جامع محرومیت، وضعیت مطلوبی دارند، عموماً در ارکان چهارم و پنجم وضعیت نامناسبی دارند که میتواند حاکی از آثار منفی توسعه و محرومیتزدایی نامتوازن بر ابعاد اجتماعی باشد. این موضوع نشان از ضرورت توجه سیاستگذار به تمامی ارکان 5گانه فقر و محرومیت دارد.
5) نتایج این مجموعه نشان میدهد که ماهیت محرومیت در استانهای کشور یکسان نیست و هر استان ترکیب متفاوتی از مسائل اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و نهادی را تجربه میکند. از این رو، رویکردهای یکسان و نسخههای عمومی محرومیتزدایی نمیتوانند پاسخگوی نیازهای متنوع مناطق مختلف کشور باشند. این گزارش با ارائه تصویری دادهمحور از وضعیت هر استان و شهرستان، بستری برای حرکت به سمت برنامهریزی منطقهمحور، بودجهریزی مبتنی بر شواهد و طراحی مداخلات متناسب با ویژگیهای بومی هر منطقه فراهم میآورد.
فراتر از رتبهبندی؛ یک ابزار تصمیمسازی
ارزش اصلی این گزارش در این نیست که استانها را از بهترین تا ضعیفترین مرتب کند. چنین رتبهبندیهایی اگرچه برای نمایش وضعیت کلی مفیدند، اما بهتنهایی نمیتوانند مبنای تصمیمگیری دقیق باشند.
کارکرد مهمتر این این مجموعه، کمک به سیاستگذاران برای شناسایی گلوگاههای اصلی محرومیت، تعیین اولویتهای مداخله و پایش اثربخشی سیاستهای توسعهای و محرومیتزدایی است. بدین ترتیب، این گزارش میتواند به عنوان یکی از زیرساختهای تحلیلی نظام برنامهریزی کشور برای ارتقای عدالت سرزمینی، هدفمندسازی اعتبارات و طراحی مداخلات پایدار و اثربخش در حوزه محرومیتزدایی مورد استفاده قرار گیرد.



