سرمایه اجتماعی حاکمیت در تلاطم بحرانها
سرمایه اجتماعی یکی از زیرساختهای کمتر دیدهشده اما تعیینکننده حکمرانی است. تصمیمهای عمومی تنها با قانون، بودجه، ساختار اداری یا قدرت اجرایی پیش نمیروند؛ بخش مهمی از موفقیت آنها به این وابسته است که جامعه تا چه اندازه به نهادهای تصمیمگیر اعتماد دارد، خود را در سرنوشت عمومی سهیم میبیند و برای همراهی و همکاری با سیاستهای عمومی آمادگی دارد.در این میان، «سرمایه اجتماعی حاکمیت» به بخشی از سرمایه اجتماعی اشاره دارد که کیفیت رابطه شهروندان با نهادهای قدرت، تصمیمگیری و اداره کشور را نشان میدهد. این سرمایه از اعتماد مردم به نهادهای حکمرانی، کیفیت رابطه متقابل جامعه و حاکمیت و آمادگی شهروندان برای مشارکت در امور عمومی شکل میگیرد. هرچه این ذخیره بزرگتر باشد، ظرفیت حکمرانی برای عبور از بحرانها و اجرای تصمیمهای دشوار نیز بیشتر خواهد بود.
پایش دوازدهم سرمایه اجتماعی حاکمیت تصویری از تحولات این شاخص در یک دوره پرحادثه ارائه میکند؛ دورهای که جامعه ایران در فاصلهای نسبتاً کوتاه، جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، جنگ رمضان و تحولات ماههای پس از آن را تجربه کرده است. کنار هم قرار دادن این رویدادها فرصتی فراهم میکند تا نحوه واکنش جامعه به بحران و میزان ماندگاری سرمایه ایجادشده در بزنگاهها بررسی شود.
سه ضلع رابطه جامعه و حکمرانی
در این پایش، سرمایه اجتماعی حاکمیت بر مبنای تحلیل دادههای فضای مجازی و در سه رکن اصلی بررسی شده است: اعتماد نهادی، مشارکت در حکمرانی و نکویی روابط مردم و حاکمیت. اعتماد نهادی بیانگر اطمینان مردم به عملکرد درست، منصفانه، کارآمد و مسئولانه نهادهاست. مشارکت در حکمرانی میزان آمادگی جامعه برای حضور و همکاری در امور عمومی را نشان میدهد و نکویی روابط مردم و حاکمیت نیز به ارزیابی جامعه از کیفیت رابطه خود با ساختار حکمرانی، خیرخواهی، انصاف و شنوا بودن آن مربوط است.
این نگاه امکان میدهد که تغییرات سرمایه اجتماعی فقط با یک عدد کلی توضیح داده نشود. ممکن است در یک مقطع مشارکت عمومی افزایش یابد، اما اعتماد به برخی نهادها همچنان پایین باشد؛ یا جامعه در برابر تهدید خارجی از کشور حمایت کند، اما این حمایت الزاماً به معنی رضایت از عملکرد همه نهادهای داخلی نباشد. همین تمایز یکی از کلیدیترین یافتههای پایش اخیر است.
یک مسئله فراتر از یک دولت
نگاه به روند بلندمدت سرمایه اجتماعی حاکمیت نشان میدهد که مسئله اعتماد و رابطه جامعه با ساختار حکمرانی را نمیتوان صرفاً به عملکرد یک دولت یا یک دوره سیاسی نسبت داد. در طول سالهای مختلف، انتخابات، اعتراضات، تغییر دولتها، بحرانهای سیاسی و جنگها توانستهاند شاخص را برای مدتی جابهجا کنند؛ اما مسئله مهمتر، کاهش کف سرمایه اجتماعی است. به بیان ساده، اگر میانگین شاخص نشان دهد جامعه در شرایط معمول چه نسبتی با حکمرانی دارد، «کف شاخص» نشان میدهد در زمان مواجهه با یک شوک منفی تا چه اندازه ممکن است این رابطه تضعیف شود.
این موضوع از منظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد. جامعهای که ذخیره اولیه اعتماد در آن محدود باشد، در برابر تصمیمات دشوار اقتصادی، بحرانهای سیاسی یا منازعات اجتماعی سریعتر وارد وضعیت بیاعتمادی میشود و بازسازی رابطه با آن نیز هزینه بیشتری خواهد داشت.
جنگ و فعال شدن ذخیره همبستگی ملی
در مقابل روند فرسایشی بلندمدت، دادههای پایش اخیر یک ویژگی مهم جامعه ایران را نیز آشکار میکنند و آن اینکه تهدید خارجی میتواند بخش قابل توجهی از ذخیره پنهان همبستگی و مشارکت جمعی را فعال کند. در جریان جنگ ۱۲ روزه، سرمایه اجتماعی حاکمیت به شکل محسوسی افزایش یافت. احساسات مثبت که پیش از جنگ در سطحی پایینتر قرار داشت، همزمان با آغاز درگیری رشد کرد و جامعه بیش از گذشته به سمت حمایت، همراهی و مشارکت حرکت کرد. همین الگو با شدت بیشتری در «جنگ رمضان» تکرار شده است. گزارش نشان میدهد سرمایه اجتماعی در این دوره جهشی چشمگیر داشته و احساسات مثبت در مقطعی به بیش از نیمی از محتوای مورد بررسی رسیده است. مقایسه دو جنگ در گزارش، ظرفیت بالای جامعه ایران برای فعال کردن همبستگی، مشارکت و حمایت جمعی در برابر تهدید خارجی را نشان میدهد. از این منظر، جامعه ایران فاقد ظرفیت انسجام نیست؛ برعکس، در بزنگاههایی که احساس تهدید نسبت به سرنوشت مشترک شکل میگیرد، بخشهای مختلف جامعه میتوانند اختلافات خود را برای مدتی به حاشیه ببرند.
مسئله اصلی پس از جنگ آغاز میشود
اما شاید مهمترین یافته این پایش نه جهش سرمایه اجتماعی در زمان بحران، بلکه سرنوشت آن پس از پایان بحران باشد.
در هر دو تجربه، بخش قابل توجهی از سرمایه ایجادشده در زمان جنگ پس از کاهش تهدید خارجی از دست رفته است. در جنگ ۱۲ روزه، افزایش قابل توجه سرمایه اجتماعی نتوانست در ماههای بعد تثبیت شود و در نهایت اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ یکی از پایینترین نقاط شاخص را رقم زد. پس از آن نیز سرمایه اجتماعی در بهمنماه اندکی بهبود پیدا کرد و با آغاز جنگ رمضان بار دیگر جهش کرد؛ اما پس از آتشبس مجدداً روند نزولی آغاز شد. در تیرماه، همزمان با تحولات سیاسی و اجتماعی بعدی، دوباره نشانههایی از بهبود دیده شد.
مشارکت؛ مقاومترین ضلع سرمایه اجتماعی
مقایسه سه رکن اصلی سرمایه اجتماعی حاکمیت نشان میدهد که مشارکت در حکمرانی در دوره اخیر وضعیت بهتری نسبت به دو رکن دیگر داشته است. در جریان جنگ رمضان، آمادگی جامعه برای مشارکت و همراهی عمومی به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده و حجم احساسات منفی در این زمینه کاهش یافته است. این یافته نشان میدهد حتی در شرایطی که بخشی از اعتماد نهادی آسیب دیده است، ظرفیت مشارکت جمعی الزاماً از بین نمیرود.
این تمایز اهمیت زیادی دارد: جامعهای که نسبت به برخی نهادها منتقد است، لزوماً جامعهای منفعل یا فاقد مسئولیتپذیری عمومی نیست. ممکن است شهروندان همچنان نسبت به سرنوشت کشور حساس باشند و در موقعیتهای خاص آمادگی بالایی برای مشارکت نشان دهند. بنابراین یکی از مهمترین فرصتهای حکمرانی، تبدیل مشارکت بحرانمحور به مشارکت پایدار و روزمره است؛ مشارکتی که تنها در زمان جنگ یا تهدید خارجی فعال نشود.
اعتماد نهادی؛ سرمایهای که نابرابر توزیع شده است
تصویر نهادها در این پایش دوازدهم سرمایه اجتماعی یکدست نیست. برخی نهادها در بحران توانستهاند سرمایه اجتماعی بیشتری جذب کنند، در حالی که برخی دیگر با ضعف مزمن اعتماد روبهرو هستند. اعتماد به نیروهای نظامی نیز در دوره جنگ افزایش قابل توجهی یافته است. با پایان بخش عمده درگیریها، احساسات مثبت نسبت به این نیروها کاهش یافته، اما این کاهش بیش از آنکه به رشد مستقیم احساسات منفی منجر شود، با افزایش مواضع خنثی همراه بوده است. این وضعیت نشان میدهد بخشی از سرمایه نهادی در زمان بحران «عملکردمحور» است: اگر جامعه احساس کند نهادی در لحظه بحران نقش مؤثری ایفا کرده، حمایت از آن افزایش پیدا میکند؛ اما ماندگاری این حمایت نیازمند تجربه مثبت مستمر است.
دولت؛ اعتماد پایین، اما هنوز امکان ترمیم وجود دارد
در سوی دیگر، اعتماد به دولت یکی از مؤلفههایی است که در سنجشهای اخیر وضعیت ضعیفتری داشته است. گزارش این مسئله را با ارزیابی منفی از عملکرد اقتصادی، فشارهای تورمی و مشکلات معیشتی مرتبط میداند. با این حال، یک نکته مهم در دادهها وجود دارد: بخش قابل توجهی از مواضع درباره دولت همچنان در محدوده خنثی قرار دارد. این گروه را نباید الزاماً مخالف یا از دسترفته دانست. وجود طیف خاکستری به این معناست که همچنان ظرفیتی برای بازسازی اعتماد از طریق عملکرد ملموس وجود دارد. به بیان دیگر، اعتماد نهادی الزاماً یک متغیر ثابت نیست. تجربه مثبت از کارآمدی، کاهش فاصله میان وعده و عمل، پاسخگویی و بهبود محسوس وضعیت زندگی میتواند ارزیابی بخشهایی از جامعه را تغییر دهد.
عدالت اقتصادی؛ مسئلهای که زیر پوست سایر شاخصها قرار دارد
یکی از مهمترین یافتههای گزارش به عدالت اقتصادی مربوط است. نمودار مربوط به این مؤلفه نشان میدهد در بخش عمده دوره مورد بررسی، احساسات منفی سهم بسیار بالایی از نگرش کاربران را تشکیل داده و احساسات مثبت در سطح محدودی قرار داشته است. این یافته اهمیت ویژهای دارد، زیرا ادراک بیعدالتی اقتصادی تنها یک مسئله اقتصادی نیست. هنگامی که شهروندان احساس کنند فرصتها، منابع و بار هزینههای عمومی به شکل منصفانه توزیع نمیشود، اثر آن میتواند به اعتماد به دولت، ارزیابی کارآمدی نهادها و در نهایت کیفیت رابطه جامعه و حاکمیت سرایت کند.
از این منظر، بازسازی سرمایه اجتماعی بدون توجه به تجربه اقتصادی مردم دشوار است. اعتماد صرفاً محصول پیامهای رسانهای یا نمادهای سیاسی نیست؛ بخش مهمی از آن در تجربه روزمره شهروندان از وضعیت زندگی ساخته میشود.
پایش سرمایه اجتماعی؛ از توصیف جامعه تا هشدار زودهنگام
اهمیت چنین پایشی تنها در تولید یک عدد برای سرمایه اجتماعی نیست. کنار هم قرار دادن روندهای زمانی، تحولات سیاسی و اجتماعی و واکنش کاربران به نهادها میتواند نشان دهد کدام رخدادها اعتماد را تقویت میکنند، چه تصمیمهایی به فرسایش آن منجر میشوند و در چه حوزههایی هنوز امکان مداخله و ترمیم وجود دارد. این دادهها میتوانند برای مدیران، سیاستگذاران و نهادهایی که با افکار عمومی، سیاست اجتماعی و مدیریت بحران سروکار دارند، نقش یک سامانه هشدار زودهنگام اجتماعی را ایفا کنند. گزارش تفصیلی پایش سرمایه اجتماعی حاکمیت، علاوه بر بررسی روند کلی شاخص، تغییرات سه رکن اصلی سرمایه اجتماعی، وضعیت نهادهای مختلف و مؤلفههایی مانند اعتماد به رسانههای رسمی، عدالت اقتصادی، خیرخواهی مسئولان و گشودگی حاکمیت را در مقاطع مختلف بررسی کرده است.
برای مشاهده جزئیات یافتهها، روندهای زمانی، مقایسه نهادها و تحلیلهای اختصاصی، مدیران و پژوهشگران میتوانند به نسخه کامل گزارش و خدمات تحلیلی مرتبط مراجعه کنند.



