از نارضایتی اقتصادی تا شکاف اعتماد
اعتراضات اجتماعی فقط مجموعهای از تجمعات و رخدادهای خیابانی نیستند. هر موج اعتراضی در لایهای عمیقتر، تصویری از کیفیت رابطه جامعه با ساختار حکمرانی، میزان اعتماد به نهادها، برداشت مردم از عدالت، ظرفیت گفتوگو و حتی توان گروههای مختلف برای باقی ماندن در یک چارچوب مشترک ارائه میکند. از همین منظر، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را میتوان یکی از مهمترین آزمونهای اخیر سرمایه اجتماعی حاکمیت در ایران دانست. این اعتراضات در شرایطی شکل گرفت که تنها چند ماه از جنگ ۱۲ روزه و جهش کمسابقه همبستگی و سرمایه اجتماعی در آن دوره میگذشت. در جریان جنگ، تهدید خارجی توانسته بود برای مدتی بسیاری از شکافهای داخلی را به حاشیه ببرد، اما بررسی دوره پس از جنگ نشان میداد که بخش مهمی از این سرمایه ایجادشده نتوانسته است به یک رابطه پایدار میان جامعه و نهادهای حکمرانی تبدیل شود.
شناختیک در ادامه پایش مستمر سرمایه اجتماعی ایران، تحولات این شاخص را در جریان اعتراضات دیماه و دوره پس از آن بررسی کرده است. پرسش اصلی این پایش آن است که «اعتراضات چگونه بر اعتماد نهادی، مشارکت در حکمرانی و رابطه مردم و حاکمیت اثر گذاشت و کدام نقاط ضعف یا ظرفیتهای اجتماعی در جریان بحران آشکار شد؟»
پایش نبض جامعه در فضای مجازی
این پژوهش بر پایه تحلیل دادههای عمومی منتشرشده در شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای پرمخاطب انجام شده است. در بازه مورد بررسی، بیش از ۱۵ میلیون محتوای عمومی از شبکههای اجتماعی وارد فرایند تحلیل شده است. دادهها پس از شناسایی حسابهای غیرواقعی، پالایش محتوای نامرتبط و کنترل کیفیت، برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفتهاند.
سرمایه اجتماعی حاکمیت در این مطالعه در سه رکن اصلی«اعتماد نهادی، مشارکت در حکمرانی و نکویی روابط مردم و حاکمیت» بررسی شده است. در سطحی جزئیتر، موضوعاتی مانند اعتماد به نهادهای مختلف، عدالت اقتصادی و رویهای، گشودگی حاکمیت، خیرخواهی مسئولان، مشارکت در نهادهای واسط، پایبندی به ارزشهای مشترک و حمایت از سیاستها و دستاوردها مورد سنجش قرار گرفتهاند. اعتبارسنجی شاخصها نیز با ترکیبی از نظر متخصصان و تحلیل دادههای فضای مجازی انجام شده است.
این ساختار امکان میدهد تغییرات نگرش عمومی نه فقط در ابتدا و انتهای اعتراضات، بلکه همزمان با رخدادهایی مانند آغاز اعتصابها، گسترش اعتراضات، گزارش نخستین خشونتها، تجمعات دانشجویی، تصمیمات اقتصادی دولت، سخنرانیهای رسمی، فراخوانهای سیاسی و محدودیت اینترنت دنبال شود.
از مسئله اقتصادی تا بحران سرمایه اجتماعی
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش آن است که ریشه اولیه نارضایتی را باید در وضعیت اقتصادی و ادراک بیعدالتی جستوجو کرد. نوسانات بازار و افزایش فشارهای معیشتی در آغاز اعتراضات نقش مهمی داشتند و شاخص عدالت اقتصادی در سراسر دوره مورد بررسی در وضعیتی نامطلوب قرار داشت. اما اهمیت این موضوع تنها در نارضایتی اقتصادی خلاصه نمیشود. تحلیل همزمان شاخصها نشان میدهد که ادراک بیعدالتی اقتصادی میتواند به سرعت به حوزههای دیگر سرایت کند؛ از ارزیابی عملکرد دولت و نهادها گرفته تا اعتماد، احساس خیرخواهی مسئولان و میزان آمادگی برای همراهی با سیاستهای عمومی. به بیان دیگر، مسئلهای که با «اقتصاد» آغاز میشود، در صورت فقدان پاسخ مؤثر میتواند به مسئلهای در سطح «رابطه جامعه و حاکمیت» تبدیل شود.
این یافته از منظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد. نارضایتی اقتصادی زمانی بیشترین ظرفیت تبدیل شدن به نارضایتی سیاسی و اجتماعی را پیدا میکند که جامعه احساس کند سازوکارهای توزیع منابع عادلانه نیست، صدای اعتراض شنیده نمیشود یا تصمیمات بدون توجه کافی به پیامدهای اجتماعی اتخاذ میشوند.
اعتماد نهادی؛ نخستین قربانی اعتراضات
در میان سه رکن اصلی سرمایه اجتماعی حاکمیت، اعتماد نهادی بیشترین آسیب را در جریان اعتراضات تجربه کرده است. با گسترش ناآرامیها، نگرش منفی نسبت به بسیاری از نهادها افزایش یافت و بخشی از سرمایه اعتمادی که در دوران جنگ ایجاد شده بود از میان رفت. پس از فروکش کردن اعتراضات، نشانههایی از بهبود اعتماد مشاهده شد، اما این ترمیم در همه ابعاد یکسان نبود. این الگو نکته مهمی را آشکار میکند: اعتماد ایجادشده در شرایط اضطراری الزاماً به معنای ترمیم ساختاری رابطه مردم و نهادها نیست. ممکن است جامعه در مواجهه با یک تهدید خارجی از نهادهای دفاعی و سیاسی حمایت کند، اما پس از بازگشت شرایط عادی، دوباره کیفیت خدمات، عدالت، پاسخگویی و عملکرد روزمره را مبنای ارزیابی خود قرار دهد.
اعتراضات دی نشان داد که سرمایه اجتماعی را نمیتوان صرفاً در لحظات بحران تولید کرد و انتظار داشت پس از پایان بحران نیز بدون مداخله سیاستی باقی بماند.
جامعه خاکستری در اعتراضات به کدام سمت رفتند؟
یکی از نشانههای قابل توجه در جریان اعتراضات، «کاهش سهم مواضع خنثی در بسیاری از شاخصها» بود. پیش از اوجگیری اعتراضات، بخش قابل توجهی از جامعه در برخی موضوعات در وضعیت تعلیق، تردید یا نظارهگری قرار داشت؛ نه الزاماً در جایگاه حمایت و نه در موضع مخالفت آشکار.
اما با گسترش وقایع، بخشی از این جمعیت خاکستری به سمت موضعگیری حرکت کرد و در بسیاری از شاخصها سهم احساسات منفی افزایش یافت. گزارش این فرایند را نشانهای از تشدید دوقطبی اجتماعی میداند؛ وضعیتی که در آن فضای میانی کوچکتر شده و گروههای اجتماعی بیش از گذشته در دو سوی یک شکاف قرار میگیرند. این روند در موضوع «ارزشهای مشترک» نیز دیده میشود. با افزایش خشونت، بخشی از مواضع خنثی کاهش یافته و دو روایت متعارض در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. در چنین وضعیتی، سرمایه اجتماعی «پیوندی» در داخل گروههای همفکر ممکن است تقویت شود، اما سرمایه اجتماعی «رابط» میان گروههای متفاوت و میان منتقدان و ساختار حکمرانی آسیب میبیند. برای حکمرانی، خطر اصلی دقیقاً همینجاست: جامعهای که در آن فضای میانی کوچک شود، ظرفیت گفتوگو، مصالحه و حل مسالمتآمیز اختلافات را نیز از دست میدهد.
نیروهای انتظامی و امنیتی؛ اعتماد وابسته به میدان
اعتماد به نیروهای انتظامی و امنیتی از پرنوسانترین شاخصها در طول اعتراضات بوده است. این مسئله چندان دور از انتظار نیست؛ زیرا برخلاف بسیاری از نهادهای دیگر، این نیروها مستقیماً در صحنه اعتراضات حضور دارند و هر رخداد میدانی میتواند بلافاصله بر ارزیابی افکار عمومی از آنها اثر بگذارد. گزارش نشان میدهد با انتشار اخبار مرتبط با خشونت، احساسات نسبت به این نهادها به سرعت تغییر کرده و با فروکش کردن اعتراضات نیز بخشی از نگرشهای منفی کاهش یافته است. بنابراین کیفیت مواجهه میدانی، نحوه ارتباط با معترضان و شیوه روایت رخدادهای امنیتی میتواند مستقیماً به تولید یا تخریب سرمایه اجتماعی منجر شود.
گزارشی برای شناخت زودهنگام نارضایتی اجتماعی
گزارش تفصیلی شناختیک تنها به توصیف کلی اعتراضات اکتفا نمیکند. تغییرات روزانه شاخصهای سرمایه اجتماعی همزمان با وقایع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دنبال شده و واکنش افکار عمومی نسبت به نهادهای مختلف بهصورت جداگانه مورد تحلیل قرار گرفته است. این شیوه پایش میتواند به مدیران و سیاستگذاران کمک کند تا پیش از آنکه نارضایتیهای پراکنده به بحران اجتماعی تبدیل شوند، نقاط آسیبپذیر در رابطه جامعه و حاکمیت را شناسایی کنند؛ دریابند کدام تصمیم یا رخداد بیشترین اثر را بر اعتماد عمومی داشته و تشخیص دهند کدام ظرفیتها هنوز امکان مداخله و ترمیم را فراهم میکنند.
نسخه تفصیلی این پژوهش شامل تحلیل روزانه اعتراضات، بررسی جداگانه نهادها و مؤلفههای سرمایه اجتماعی، مطالعه ارتباط رخدادهای میدانی با تغییر احساسات کاربران و تحلیل نقاط قوت و ضعف سرمایه اجتماعی حاکمیت است.
برای آشنایی با جزئیات یافتهها، نمودارهای روزانه و تحلیلهای اختصاصی، مدیران، پژوهشگران و نهادهای سیاستگذار میتوانند با مرکز شناختیک ارتباط برقرار کرده و از گزارش کامل و خدمات تحلیلی مرتبط بهرهمند شوند.



