مجموعه حاضر، چهارمین مجلد از «سری گزارشهای حکمرانی شواهدمحور محرومیتزدایی» است که با حمایت و راهبری سازمان برنامه و بودجه کشور تدوین شده است. این گزارش به معماری، طراحی و پیادهسازی سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی میپردازد که به دنبال هدفمندتر کردن و عادلانهتر کردن تخصیص منابع حمایتی است.
این مجلد، ضمن تبیین ساختارهای نهادی و الزامات قانونی که بستر استقرار «سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی» را فراهم آوردهاند، به تشریح همکاری تعاملی میان دستگاههای اجرایی برای یکپارچهسازیِ دادهها میپردازد. تمرکز اصلی گزارش بر واکاویِ فنی و اجراییِ سازوکاری است که با تقاطعِ هوشمندِ دادههای متعدد (ثبتی، دادههای پیمایشی و فرمهای خوداظهاری)، الگویی دقیق برای استحقاقسنجی ارائه میدهد. در نهایت، برای اثبات کارآمدی این رویکرد دادهمحور، با تحلیلِ خروجیهای عینیِ بهدستآمده در سال ۱۴۰۴ در حوزهی «مسکن محرومان»، ظرفیتهای عملیاتیِ این سامانه را در تغییرِ جهتِ منابع از الگوهای پراکنده به حمایتهای هدفمند به آزمون گذاشته شده است. در ادامه، مروری اجمالی بر محتوا و ارکان این مجلد ارائه شده است.
چیستی و ضرورت سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی
یکی از اولویتهای مهم سیاستی در حوزه محرومیتزدایی که در جلد سوم از «سری گزارشهای حکمرانی شواهدمحور محرومیتزدایی» به تفصیل تحلیل گردید، استقرار «سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی» است؛ که از جمله زیرساختهای ضروری برای حکمرانی عادلانه و شواهدمحور و نیز ایجاد پیوندی منسجم میان شناسایی محرومیت، تعیین استحقاق و تخصیص هدفمند حمایتها است.
این سامانه با رویکردی دادهمحور، زمینه تبدیل اطلاعات پراکنده اقتصادی و اجتماعی به تصویری جامع، بهروز و قابل اتکا از وضعیت خانوارها و مناطق را فراهم میکند و از این طریق، مبنایی برای هدایت مؤثرتر اعتبارات حمایتی به ذینفع نهایی به وجود میآورد. کارکرد اصلی این سازوکار، ارتقای اثربخشی اعتبارات محرومیتزدایی از طریق کاهش خطاهای شمول و حذف، جلوگیری از همپوشانی حمایتها، افزایش شفافیت در تخصیص منابع، و تقویت ارزیابی شواهدمحور مداخلات است.
در این چارچوب، «سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی» صرفاً یک ابزار اطلاعاتی نیست، بلکه بخشی از یک چرخه سیاستی منسجم به شمار میرود که از تحلیل وضعیت خانوار آغاز شده، به تعیین استحقاق و تخصیص هدفمند حمایتها میرسد و با پایش نتایج و بازخوردگیری از اثر مداخلات، امکان اصلاح مستمر سیاستها و برنامهها را فراهم میسازد؛ نظامی که میتواند ضمن ارتقای کارایی هزینهکرد عمومی، ظرفیت سیاستگذار را برای کاهش پایدار فقر و محرومیت افزایش دهد.
سازوکارهای اجرایی و نهادی
این مجلد، به ارائه گزارشی از فعالیتهای صورت گرفته جهت طراحی، استقرار و بهرهبرداری از این سامانه که با حمایت و راهبری سازمان برنامه و بودجه کشور به پیش برده شده، میپردازد. در این خصوص طی سال ۱۴۰۴، همکاری قابلتوجهی میان وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان برنامه و بودجه کشور شکل گرفته است و جایگاه حقوقی-اجرایی مناسبی از طریق مصوبه شورای عالی راهبری برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، دستور رئیس جمهور در خصوص ایجاد کارپوشه اقتصادی ایرانیان، دستورالعمل اجرایی برنامه ارتقای شاخصهای عدالت اجتماعی مبتنی بر شاخص جامع محرومیت (CDI) ایجاد شده است. همچنین دستاوردهای این همکاری شامل طراحی مشترک فرایند ارتقای اثربخشی اعتبارات حمایتی، تأسیس کارگروه مشترک تشخیص ذینفع نهایی و راهاندازی اولیه «سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی» (سما) بوده است.
فرایند استقرار «سامانه جامع سنجش محرومیت و استحقاقسنجی» از گردآوری و یکپارچهسازی انواع دادههای ثبتیمبنا، پیمایشی، خوداظهاری و آشکار آغاز میشود؛ سپس با تحلیل دادهها و محاسبه شاخصهای محرومیت، به ارزیابی وضعیت هر خانوار و منطقه میرسد؛ در ادامه نتایج این ارزیابی به نظام تخصیص اعتبارات و اجرای برنامههای محرومیتزدایی متصل میشود. در این چارچوب، سامانه سما علاوه بر کارکرد شناسایی، امکان پایش نتایج و بازخوردگیری از اثر مداخلات را فراهم میسازد تا چرخه سیاستی بهصورت مستمر اصلاح و تکمیل شود.
فرایند ارتقای اثربخشی اعتبارات بودجهای محرومیتزدایی و پرداخت به ذینفع نهایی خود از پنج مرحله ۱) آموزش چارچوب سنجش و تحلیل محرومیتزدایی به دستگاهها، ۲) پیشنهاد ساختار شناسایی طرح یا فعالیت محرومیتزدایی از سوی دستگاهها و نهایی کردن آن در تعامل با سازمان برنامه و بودجه، ۳) پرداخت به ذینفع نهایی براساس ساختار شناسایی توافقشده و مصوب و جلوگیری از حمایتهای موازی، ۴) ارزیابی اثربخشی ردیفهای اعتباری محرومیتزدایی براساس شاخصهای عملکردی از قبل مشخص شده، و ۵) بازبینی در برنامهریزی بودجه محرومیتزدایی تشکیل شده است.



